اینجاتورامیبینم .

اینجایه روزی درآغوشم بودی.

اینجاتورامیبینم.

اینجایه روزی هم صحبتم بودی.

اینجاتورامیبینم.

اینجایه روزی با هم میخندیدیم.

اینجاتورامیبینم.

اینجاتومهمان من بودی.

یادته به عکس رودیواراشاره میکردی  میگفتی نی نی.

یادته اولین جمله ای که یادگرفتی گفتی بابا بیا.

یادته توماشین میخوابیدی.

یادته پشت شیشه"ماشین نگاه میکردی گریه میکردی.

می دونم یه شب که به فکرتوام اینجامیمیرم.

می دونم یه شب که تورویادرآغوشمی میمیرم.

 

 

 

شبست وظلمت وتنهاسوزجدایی می آید.

نیست نورامیدی وتنهاسوزجدایی می آید.

خوشاآنان که باغیرت زندگی کردند.

هزاربارمردندولی باسیرت زندگی کردند.

ترک خوشی ترک دنیاوجان کردند.

ولی لحضه ای بندگی ظلم نکردند.

خوربون هموکه هیچ زس کم نکرده.

جون نهادوادی وزس کم نکرده.

دشمن وزونی دروردوزس کم نکرده.

خوس تک مین میدون وایستاورم نکرده.

حالاکه وقت وبی وقت بارون میباره.

حالاکه وقت وبی وقت دلم هواتوداره.

حالاکه آسمون دلش گرفته.

حالاکه دلم قبارغم گرفته.

توبیاوشبم رومهتابی کن.            

بیادل روخالی ازبیتابی کن.

آنشب تابستان بدون توبه باغ رفتم.

آنشب آسمان گریه کرد .

گرچه گلهای کاغذی کوچه مان ازگرماخشک شده بود.

آنشب همسایه ازلای دربه من تنهانگاه کرد.

آنشب دوکبوترشاهی جفت بودنشان رابه رخ من کشیدند.

می خواستم باتوسخن بگویم دیدم دلت شکسته.

میخواستم باتوباشم دیدم جدایی بین ماریشه بسته.

میخواستم برای تو بخندم دیدم غمت به دل نشسته.

میخواستم برای باتوبودن پربکشم دیدم بالم شکسته.

میخواستم به رونیارم دیدم اشکم بروی گونه نشسته.

باخودگفتم اوهم خدایی داردکنارش نشسته.

دیدم  که رحمت آن خداهم به گل نشسته.

عکس کودکی خریدم خنده برلب نشسته.

ازبخت بددیدم که گوشه"چشمش شکسته.

عزیزم بغض گلموگرفته بهونه"تورودارم.

به دل تنهاآرزوی بوسه"روی تورودارم.

 

مگه میشه که چشمان توراازیادببرم.

مگه میشه که نگاه  توراازیادببرم.

تصویرتودرذهنم اشاره به عشق میکند.

مگه میشه آن عشق راازیادببرم.

هرکس الاهه ای دارددردل .

مگه میشه الاهه ام روازیادببرم.

تنهاآرزوی دیدن تودردل است.

مگه میشه آرزوی دیدنت ازیادببرم.

چشم توگریان درپی قدمهای رفتن من بود.

مگه میشه چشم اشکبارتوراراازیادبرم.

شب وروزم باتوبودلحضه ای بی تو نبودم.

چگونه آن شب وروز راازیادببرم.

لحضه ای بیتوبودم آرام نداشتم.

ماه وسالیست بی توام چگونه یادت زدل ببرم.

دوست ودشمن اشک رادر دیده ام دیدند.

مگه میشه به ظاهرخنده برلب ببرم.

 

 

دیگه چمن های پشت این شمشادمنتظرقدمهای مانیستند.

دیگه چراغهای  پشت  این شب روشن برای مانیستند.

دیگه اون رویای درآغوش بودنت روخداازم گرفته.

دیگه اون نجوای گریه هات شادی روازم  گرفته.

صدای گریه های"تودرگوشم جا گرفته.

از شبی که رفتی نگاهت دریادم جاگرفته .

اون شب توراازمن دورمیکردنددرحالیکه به من نگاه میکردی واشک می ریختی اون شب همه میگفتندتصمیم درست روگرفته اند.

کزمیکنم کنج این دیوارقلبم فشرده میشه .همه جای این خانه تنهاتورامیبینم.آن آبی آسمان برایم تیره است .

امشب بازبه یادتوگریه میکنم.

امشب باز قلبم  فشرده میشود.

امشب تنهابرای توزنده میمانم.

امشب بازآرزوی دیدن تورادارم.

بااینکه میای ولی آروم و قرارندارم.

صدای بابارومیشنوی میگی پس چرابابانمیاد.

عزیزم باباراهش دوره افسوس نمی شه بابابیاد.

اشک روی گونه "تومیاد.

اشک روی گونه"من میاد.

بغض توگلومونه صدامون درنمیاد.

کاش بعدجدایی توخواب دنبال بابا راه نمیرفتی.

 

کاش بعدجدایی تب نمیکردی  دکترنمیرفتی.

کاش بدونی کاری ازبابا ساخته نبود.

کاش بدونی مادرترحم رودور انداخته بود.

امشب که پیشمی تاسحربیدارم ونفسهاتومیشمارم.

امشب چطورشادباشم وقتی میدانم فردامیری ازکنارم.

 

 

 

 

 

من یه گلم

 جنگلهای بولونی
 
 اجتماعی  


من یه گلم شکوفه دارم روسرم اول که گل نبودم فقط یه دونه بودم
یه بچه"نازنین منوگذاشت روزمین خورشیداومدنورم دادبارون اومدآبم داد
قدکشیدم بزرگ شدم شادی گلهارودیدم ببین ببین گلاروبکن شکرخدارو
ماشین من راه میافته زودزودزود ازپشت آن بیرون میاددوددودددود
حالابرویواش یواش پس پس پس حالابیاجلوجلوبس بس بس
ببین پاسبان داره میگه چی چی چی حالابیایه بوق بزن بیب بیب بیب
بازتلفن زنگ میزنه توگوشم آهنگ میزنه من گوشی روبرمیدارم میگم الوسلام دارم
باباجونم صداش میادصدای خنده هاش میاد ازپشت سرم میگه بزرگ شدی حالادیگه
صدآفرین برپسرم برات یه هدیه میخرم
غصه نخورعزیزمن کودک دلپذیرمن جاییکه خط کشی نداشت چراغ راهنما نداشت
اول به چپ نگاه کن بعدش به راست نگاه کن اگه که ماشینی نبوداز خیابان گذرکن
پل هوایی چه باصفایی خیلی بزرگی تومال مایی
نشسته ای توتوی خیابان رفتن ماروکرده ای توآسان
ازپله هایت میرم بالا همراه بابا همراه مامان
همه جای شهرازاین جا پیداست شههرم ازاینجا بزرگ وزیباست
ستاره آسمون که درزمینه مامان منه اونکه خوب ومهربون وعزیزه مامان منه
ازهمه بهترمامان منه طلاوگوهرمامان منه گل باغ زمین وزندگانی مامان منه
اونکه شبابیداره لباس آبی داره مواظب شهرماست مواظب خونه هاست
پلیس مهربونه همیشه خوش زبونه اونکه تفنگ داره لباس قشنگ داره
باآدمای بدکاربادزدای خطاکار دشمنه ومیجنگه آقاپلیس زرنگه
وقتی توی خیابون ماشین میادچپ وراست پلیس راهنمایی مواظب بچه هاست
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 19:28 توسط سعیدسفیدبخت | نظر بدهید

 

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1392ساعت 1:40 توسط سعیدسفیدبخت | نظر بدهید

 

امشب دوباره اوازمن جداشد.
امشب دوباره زخم دلم تازه شد.
امشب دوباره آسمان دلم تیره شد.
امشب دوباره بغض گلوموگرفت.
امشب نگاه پرسوالش شادی روازم گرفت.
امشب اون سگ سیاه بخت سیاهموبه رخ کشید.
امشب اون آتش کهنه دوباره ته دلم زبونه کشید.
حالادوباره یاد خنده وگریه هات تازه میشه.
حالادوباره گل شادی تودلم پژمرده میشه.
کوچولوی بابابروسفر سلامت.
باباهمیشه میمونه چشم براهت.
فریادمیزنم ازته دل شایدبشنودپروردگار.
آه میکشم ازته دل شایدبسوزاندروزگار.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 4:32 توسط سعیدسBLOGFA.COM