من یه گلم
اجتماعی
من یه گلم شکوفه دارم روسرم اول که گل نبودم فقط یه دونه بودم
یه بچه"نازنین منوگذاشت روزمین خورشیداومدنورم دادبارون اومدآبم داد
قدکشیدم بزرگ شدم شادی گلهارودیدم ببین ببین گلاروبکن شکرخدارو
ماشین من راه میافته زودزودزود ازپشت آن بیرون میاددوددودددود
حالابرویواش یواش پس پس پس حالابیاجلوجلوبس بس بس
ببین پاسبان داره میگه چی چی چی حالابیایه بوق بزن بیب بیب بیب
بازتلفن زنگ میزنه توگوشم آهنگ میزنه من گوشی روبرمیدارم میگم الوسلام دارم
باباجونم صداش میادصدای خنده هاش میاد ازپشت سرم میگه بزرگ شدی حالادیگه
صدآفرین برپسرم برات یه هدیه میخرم
غصه نخورعزیزمن کودک دلپذیرمن جاییکه خط کشی نداشت چراغ راهنما نداشت
اول به چپ نگاه کن بعدش به راست نگاه کن اگه که ماشینی نبوداز خیابان گذرکن
پل هوایی چه باصفایی خیلی بزرگی تومال مایی
نشسته ای توتوی خیابان رفتن ماروکرده ای توآسان
ازپله هایت میرم بالا همراه بابا همراه مامان
همه جای شهرازاین جا پیداست شههرم ازاینجا بزرگ وزیباست
ستاره آسمون که درزمینه مامان منه اونکه خوب ومهربون وعزیزه مامان منه
ازهمه بهترمامان منه طلاوگوهرمامان منه گل باغ زمین وزندگانی مامان منه
اونکه شبابیداره لباس آبی داره مواظب شهرماست مواظب خونه هاست
پلیس مهربونه همیشه خوش زبونه اونکه تفنگ داره لباس قشنگ داره
باآدمای بدکاربادزدای خطاکار دشمنه ومیجنگه آقاپلیس زرنگه
وقتی توی خیابون ماشین میادچپ وراست پلیس راهنمایی مواظب بچه هاست
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 19:28 توسط سعیدسفیدبخت | نظر بدهید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1392ساعت 1:40 توسط سعیدسفیدبخت | نظر بدهید
امشب دوباره اوازمن جداشد.
امشب دوباره زخم دلم تازه شد.
امشب دوباره آسمان دلم تیره شد.
امشب دوباره بغض گلوموگرفت.
امشب نگاه پرسوالش شادی روازم گرفت.
امشب اون سگ سیاه بخت سیاهموبه رخ کشید.
امشب اون آتش کهنه دوباره ته دلم زبونه کشید.
حالادوباره یاد خنده وگریه هات تازه میشه.
حالادوباره گل شادی تودلم پژمرده میشه.
کوچولوی بابابروسفر سلامت.
باباهمیشه میمونه چشم براهت.
فریادمیزنم ازته دل شایدبشنودپروردگار.
آه میکشم ازته دل شایدبسوزاندروزگار.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 4:32 توسط سعیدسBLOGFA.COM